الشيخ أبو الفتوح الرازي

170

روض الجنان وروح الجنان في تفسير القرآن ( فارسي )

اين است كه ما فعل اللَّه بعذابكم ان شكرتم و امنتم الَّا من ظلم و بر اين قول استثناء منقطع باشد يعنى خداى چه خواهد كرد عذاب شما را اگر شاكر باشيد ( 1 ) و مؤمن لكن من ظلم فانّ اللَّه يعذّبه و لكن آن كس را كه ظلم كند خداى تعالى او را عذاب كند و اين وجه بمعنى نيك است جز كه از روى نظم در او تعسّفى هست ، و بلخى وجهى دگر گفت و آن آنست كه روا بود كه الَّا بمعنى واو باشد چنان كه شاعر گفت : ( 2 ) و كلّ اخ مفارقه اخوه لعمر ابيك الَّا الفرقدان المعنى و الفرقدان ايضا و معنى آن باشد كه خداى تعالى سخن بزشت ( 3 ) دوست ندارد و نه نيز ظالم را . و قطرب وجهى گفت بر قراءت عامّه ( 4 ) و آن ، آن است كه گفت به مظلوم ( 5 ) مكره خواست و معنى آن است كه خداى تعالى دوست ندارد كه جهر كنند به كلام قبيح الَّا آن را كه او را مكره و ملجا گردانند كه فعل او داخل نباشد در تكليف چون نه به حسب اختيار او باشد اى ظلم بالاكراه على الجهر بسوء القول و اين وجهى لطيف است ، * ( وَكانَ اللَّه سَمِيعاً عَلِيماً ) * ، و خداى تعالى شنواست مىشنود جهر آن كس كه سخن بد گويد ( 6 ) و داناست به ضمائر و اسرار و قصور ايشان آنچه مىگويند . آنگه چون ( 7 ) آيت گفته بود و خلق را رخصت داده در آن كه از ظالم انتقام كشند و آنچه او كرده باشد از اساءت آن را به گفتار بد مقابله كنند در اين آيت ترغيب كرد بر فعل خير و احسان و تفضيل و عفو و تجاوز از گناه آن كس كه اساءت كرده باشد . گفت خيرى كه شما كنيد اگر پنهان كنيد و اگر آشكارا و يا عفو كنيد مستحقّى را از اساءت ( 8 ) من به آن عالمم از آن [ 352 - پ ] بر من هيچ پوشيده نيست ( 9 ) تا در مردمان در فضل و احسان و خير و عفو از گناهكار راغب شوند و مانند او در معنى .

--> ( 1 ) . آج ، لب ، لت : باشى . ( 2 ) . تب شعر . ( 3 ) . ديگر نسخه بدلها : زشت . ( 4 ) . مر اوّل ، لت : بر قراءت اوّل . ( 5 ) . كذا در اساس و ديگر نسخه بدلها ظلوم ، با توجّه به فحواى كلام تصحيح شد . ( 6 ) . وز ، تب ، آج ، لب ، مر ، لت : مىگويد . ( 7 ) . وز ، تب ، آج ، لب ، مر ، لت اين . ( 8 ) . تب ، آج ، لب : اساءتى . ( 9 ) . وز ، تب ، آج ، لب ، لت : نماند . ديگر نسخه بدلها : ندارد .